۱۳۹۰ آذر ۲۴, پنجشنبه

صدور قبض جریمه بعلت حمل جسد

رفتم تخلفات جریمه ماشینم را بگیرم و با مواردی خنده دار جریمه شده بودم. که این یکی واقعا نوبرش بود. تخلف بعلت حمل جسد در خیابان فاطمی.

۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

ترس حکومت ، از حضور گسترده مردم در خیابان ستارخان

دیروز با یک لینک از طرف بچه های ستارخان و شادمان، امروز در این خیابان ها پر شده بود از مامورهای تا دندان مسلح و موتورسوارهاشون گله ای خیابان شادمان را بالا و پایین میکردند. و کلی هم نیرو سرخیابان شادمان در ستارخان پیاده کرده بودند. و از هوا با هلیکوپترمردم را میپایدند و با وحشت به مردمی که کل خیابان ستارخان را اشغال کرده بودند نگاه میکردند. و حیف از این همه جمعیتی که در خیابان ها بودند و کافی بود با یک جرقه اتفاقی بزرگ روی دهد

۱۳۹۰ آذر ۱۴, دوشنبه

عاشورای شهیدان جنبش سبز و اعلام آمادگی جوانان خیابان ستارخان و آزادی تهران

جمعی از جوانان محله های ستارخان و شادمان و خیابان آزادی که در عاشورای سال 88 سهم عمده ای در مقابله با حکومت زور و استبدادی آخوندی داشته اند اعلام آمادگی کرده اند که امسال هم به مقابله پرداخته و مقابل ستمگری های رژیم آخوندی خواهند ایستاد واز خون شهدای جنبش سبز و شهدای عاشورای 88 پاسداری خواهند نمود. عاشورای امسال مشت محکمی بر دهان دیکتاتورها خواهیم زد.

۱۳۹۰ آذر ۱۲, شنبه

آقا جان تکلیف ما را با امام حسین روشن کنید

هر سال که میاد و ماه محرم فرا میرسه یه داستان جدید از نوع شهادت امام حسین و یارانش و اتفاقاتی که در روزهای عاشورا و تاسوعا برای آنها افتاده بصورت نوحه خوانده میشه و ما بلاخره نفهمیدیم که چجوری به شهادت رسیدند و این آخرین داستانی هم که شنیدیم و بسیار خنده دار بود این بود که علی اصغر با اینکه طفل شیرخواری بوده سوار بر اسب میشود و به کمک امام حسین و یارانش میشتابد همین دیشب تو یکی از روضه خوانی ها داشتند میخواندند واقعا بعضی از این نوحه های که خوانده میشه متاسفانه خیلی خنده داره حالا چرا این وزارت ارشاد که تو هر سوراخی انگشت میکنه چرا جلوی این جفنگیاتی که در ایام ماه محرم خوانده میشود را نمیگیرد.

۱۳۹۰ آبان ۲۹, یکشنبه

ظهر عاشورا، بهترین زمان برای متحد شدن مردم و سرنگونی رژیم

ظهر عاشورا تمام اقشار مختلف مردم در خیابان ها هستند، و با یک اطلاع رسانی گسترده میتوانیم در این روز همه را متحد کرده و مقابل سیاستهای غلط این رژیم قرار بگیریم و با کمی همت ایرانی این رژیم آخوندی را سرنگون کنیم، مطمئنا دولتهای خارجی هم از اتحاد مردم استقبال خواهند کرد.

۱۳۹۰ آبان ۲۳, دوشنبه

هیچ کجا هیجان تهران را نداره

خدایش هیچ کجا هیجان تهران را نداره، صبح که از خواب بلند میشوی دنبال خبرهای جنگ باامریکا یا اسرائیل هستی و خبرهای هیجان داری میشنوی، یک روز یه پادگان میره هوا، یا میشنوی فلان جا اختلاص کلانی انجام شده، خامنه ای و احمدی نژاد هم که با حرفهاشون یه هیجان خاصی به ملت میدهند، تو خیابان که میای ماشین ها مدام از جلویت ویراژ میدهند و سرت و از شیشه ماشین بیرون میبری و بهشون فحش میدی و یه گوشه از خیابان دو نفر به قصد کشت افتاده اند به جون هم، قیمت ها هم که روزانه بالامیروند و به ادم هیجان خاصی وارد میکنند. سر یه چهارراه یه پلیس میخواد ماشینت را توقیف کنه و با کلی کل کل یه پولی میزاری تو جیبش و بیخیالت میشه، میری یه وزارت خونه که مجوز کاری را بگیری اونجا هم سرکیسه ات میکنند. شبش هم که با زنت تو خیابان میخوای قدم بزنی باید مواظب باشی یه وقت گشت های ارشاد دستگیرت نکنند. خلاصه اگر روزی بخوای بری خارج از ایران زندگی کنی سکوتش ادم را میکشد دوماهه بر میگردی تو همین تهران هیجان انگیز خودمون.

۱۳۹۰ آبان ۱۱, چهارشنبه

معلوم نیست سرشماریه یا بازجویی؟

مامور سرشماری اومده بعده چند تا سوال که انتظار داشتم بپرسه. می گه تو خونه کامپیوتر دارین؟ می گم بله اینترنت چی ؟ بله می گه شوهرت از اینترنت استفاده می کنه؟ می گم نه زیاد.می گه پس تحقیقاشو چی کار می کنه؟ می گم من می نویسم ( جدی هم می نویسم) می گه آهاآاااااااااان پس تو کامپیوتر بلدی؟ انگار دزدی کردم.می گم بله بلدم پس اینترنت هم می ری؟ بله جلو اسمم علامت گذاشت بعدم شماره تلفونمونو خواست. نمی دونم از سر شماری نفوس به بلد بودن کامپیوتر چه ربطی هست؟